مؤلف مجهول
28
تاريخ سيستان
هميشه از ميان عالم مفروز بودست و بذات خويش قائم و آن را بجاى پيوسته نكردند الَّا بسيار شهرها كردند و بدان اندر پيوستند . و باللَّه التّوفيق . اكنون ياد كنيم طول و عرض و كور و رساتيق سيستان از پس اسلام كه عامل و والى سيستان كه بودست : اما طول سيستان از نواحى خراسان تا حدّ سند ، و عرض سيستان از كرمان تا حدّ هند است ، اما كور سيستان : اسفزار و جبل نيه ، و سردرهء هندقانان [ 1 ] ، و فراه ، و اوق ، و خواش ، و فلاد ، و فشنج [ 2 ] ، و نوزاد ، و بست ، و زمين داور ، و رخج ، و كش [ 3 ] ، و رودبار ، و زابل ، و كابل ، ستة عشر . ( رساتيق سيستان ) قوس . و طاق . و سوكن . و پال . و جوى كهن . ناشيرود [ 4 ] . و نهيژن . و ژوشت [ 5 ] .
--> [ 1 ] زير هندقانان در اصل نسخه ، كلمهء ( سردره ) با مركب قديمى نوشته شده است . [ 2 ] ظاهرا فشلنج بكسر اول و فتح لام معرّب بشلنگ ، پشلنگ ، و آن حصارى بوده است در تخوم سيستان و ولايت غور و بدست محمود غزنوى فتح شد - فرخى گويد : آنكه زير سم اسبان سپه خرد بساخت * بزمانى در و ديوار حصار پشلنگ و نبايد گمان كرد معرب پوشنگ باشد چه پوشنج جزو هرات است . [ 3 ] اصطخرى اين محل را با سين ضبط كرده و گويد : بين كس و بين سجستان 30 فرسخ است در جهة حدود كرمان و طاق در 5 فرسنگى كس است - و در حاشيه كش با شين هم آورده ( ص 252 ) و ياقوت آن را با شين ضبط نموده است . و حقيقت آنست كه كس و كش هر دو يكى است به دو لهجه و كش از بلاد ما وراء النهر هم هست . [ 4 ] اين اسم در كتب مسالك باختلاف آمده مانند : باشترود - باسرود - بيسرود - باسروز - ناشرود و غيره و اصطخرى و ابن فقيه آن را « باشترود » آوردهاند و ياقوت آن را ندارد . بلاذرى ( ص 401 ) ناشروز . [ 5 ] ژوشت با واو مجهول بايد همان چشت باشد كه از نواحى زرنگ است و در تاريخ هرات و حواشى بيهقى ضبط شده است و بلاذرى در فتوح البلدان آن را زوشت ضبط كرده گويد : از كركويه بسوى زرنج رفت و از هند مند عبور كرد و از وادى نوق گذشته به زوشت رفت بر سه ميلى زرنج ( بلاذرى چاپ قاهره ص 401 ) اصطخرى و ياقوت آن را ندارند .